تبليغاتX
سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان - منتشر شده در شماره نهم صدای کارگران نقاش
سندیکا بزرگترین سنگر مبارزه برای افزایش دستمزد و تامین اجتماعی

اقتصاد سیاسی به زبان ساده

 

در تمام جوامع سرمايه داری دو طبقه رو رد روی هم وجود دارد و آن كارگر و سرمايه دار است. طبقه سرمايه دار در يك طرف صاحب امتياز، قدرت و مالكيت كليه امكانات توليد از كارخانه و معدن، تا همه ابزار توليد و امكانات سياسی واقتصادی بوده و در طرف ديگر كارگرانی هستند كه به جز نيروی بازوان خود هيچ چيز ديگری ندارند. و چون تمامی‌ امكانات در اختيار طبقه سرمايه دار می باشد، كارگر براي زنده ماندن و ادامه زندگی اجبارا اين نيروی كار را به سرمايه دار می فروشد.

حال در جريان اين خريد و فروش نيروی كار كارگر به دو قسمت تقسيم می شود. قسمتی به صورت دستمزد به كارگر داده می شود تا وی تجديد نيرو كرده و دوباره آماده ی كار شود. اما قسمت دوم به صورت ارزش اضافه، علاوه بر ارزشی كه كارگر برای زنده ماندن و دوباره كار كردن لازم دارد، به جيب سرمايه دار سرازير می شود.

برای مثال در صنف خودمان، (اعداد و ارقام فرضی است) اگر پيمانكاری يك ساختمان چند طبقه را به قيمت 50 ميليون گرفته، 20 ميليون به جنس داده و با 500 نفر- كارگر كار را تمام كرده باشد و به هر كارگر  20 هزار تومان داده باشد، حدودا با 10 ميليون دستمزد و مثلا 2 ميليون تومان هزينه متفرقه، جمعا با 32 ميليون كار را تمام كرده كه به اين ترتيب 18 ميليون ارزش اضافی از نيروی كار كارگران به جيب می زند. يعنی هر كارگر در هر 8 ساعت كار، نيمی برای خود و نيمی برای كارگر كار كرده است. اين بدين معنی است كه پيمانكار 2000 ساعت از كار كارگران را مال خود كرده است ( 500 نفر كارگر × 4 ساعت كار).   

اين مسئله در تمام شاخه های كارگری، كاخانجات، معادن ، خدمات و ... وجود دارد. كارگران كه در واقع اكثريت توليد كنندگان واقعی و در عين حال فاقد كمترين بهره ها هستند در يك سو و در سوی ديگر خدايان مال و ثروت! در يك طرف نداری، فقر، بی سوادی و اعتياد و در طرف ديگر زندگی اشرافی با تمام امكانات شاهانه! و از اينجاست كه تضاد آشتی ناپذيری بين دو طبقه شروع می شود. از آن زمان كه نظام سرمايه داری در حدود دويست سال قبل از ويرانه های نظام ارباب رعيتی بوجود آمد جنبش عدالت خواهانه كارگران نيز بجود آمد. در اين مبارزه دويست ساله، كارگران به دست آورد های مهمی رسيده اند و طبقه سرمايه دار را به عقب نشيني های مهمی وادار كرده اند. يكی از اين دستاورد ها كه بر سرمايه داران تحميل شده است، حق داشتن تشكل های مستقل، يعنی اتحاديه ها و سنديكاهای كارگری می باشد، كه در اين تشكل ها نيروی كارگران را برای فروش بهتر نيروی كار و تحميل خواسته های خود به سرمايه داران، يكپارچه و متحد می‌ كند.

كارگران تمام صنوف، بايد بايد با تشكيل سنديكاهای مستقل از دولت و كارفرمايان و جمع آوری نيروهای پراكنده خود در سنديكا ها به سد محكمی در مقابل يورش سرمايه دارن به كار و زندگیشان تبديل شوند.

ما كارگران بايد آگاهانه بدانيم غير از اتحاد خود كارگران در تشكلهای واقعی خود چاره ی ديگری وجود ندارد. چرا كه فقط ما كارگران منافع و آينده مشترك در مقابل سرمايه داران داريم. هر گونه خيال بافی و گدائی از اينكه كسی خود به خود حق ما را بدهد، آب در هاون كوبيدن است. چرا كه حق گرفتنی است و نه دادنی! و از اين جهت آزادی ما كارگران فقط به دست خودمان ميسر است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:37  توسط .  |